خرید بک لینک
به سنت 7 سال گذشته: "ترین های" امسال: سال نود و پنج سال پر از اتفاق بود که متاسفانه اغلب تلخ بودند. شش ماه اول سال بیش از ده بار مریض شدم و عزیزانم هم در این سال بسیار بیمار شدند. درگذشتگان امسال هم زیاد بودند. امسال قدم به روزهای اول چهل سالگی گذاشتم. خواندنی ها: ویژه نامه ماهنامه " فیلم"  وی

برچسب: نویسنده: فاطمه پاکدل تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 14:03

جامعه ای که تنها مردگانش را ارج نهد و بزرگ داردجامعه ای که برای مردگانش فرش قرمز پهن کندجامعه ای که بعد از مرگ بزرگانش را بشناسد و معرفی کندجامعه ای که آثار بزرگانش بعد از مرگشان پر فروش شودجامعه ای بزرگانش را تا مرگ محصور می کندجامعه مرده است. روح عباس کیارستمی، مهدیه الهی قمشه ای، بهمن زرین پور شاد

برچسب: نویسنده: فاطمه پاکدل تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 6:33

      در مورد فیلم درجه یک "کاغذ بی خط" خیلی حرف هست که باید نوشت و گفت اما هفته پیش که  بعد 15 سال از ساخت،مجدد دیدمش یک نکته برایم خیلی جذاب و مهم بود:کاغذ بی خط علاوه بر اینکه فیلم زمانه ی خودش است و نشان از ایران و تهران دهه هشتاد دارد، هنوز زنده است. هم مناسبات، امکانات و محدودیت ها و سبک زندگی و روش گذران زندگی روزمره آن تاریخ را به نمایش می گذارد.چند مثال: آرزوی خوردن انبه که بصورت طنازانه توسط هدیه تهرانی اجرا می شود. ( میوه ای که الان فراوان تر از میوه ای دیگر است)خودروی سیناد که تنها متعلق به دهه هشتاد ایران است و در فیلم زیبای باغهای کندلوس هم به زیبایی به طبقه متوسط آن دوران نسبت داده شده.فروش کتاب های ممنوعه در مقابل مراکز فرهنگی .قتلهای زنجیره ای.اما با همه این ویژگی ها و نشانه های آن زمانی، فیلم به هیچ وجه کهنه نیست و هنوز هم شاداب است و با مخاطب دهه نودی خود هم ارتباط برقرار می کند چرا که بر مضمونهای ازلی ابدی بنا شده است.روابط و درگیریهای زن و مرد و مشکلات اقتصادی و سیاسی و تلاش های زنان برای کسب حق و قدرت.دعواهای زن و شوهرینگرانی های مادران ب

برچسب: نویسنده: فاطمه پاکدل تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 6:33

برچسب: نویسنده: فاطمه پاکدل تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 6:33

متاسفانه "متناقض نمای" بالا را در اطرافمون به وفور می تونیم مشاهده کنیم.روحیه تمامیت خواه و فرصت طلب وقتی با هرهری مذهبی و عدم پایبندی به اصول جمع میشود؛ آن وقت است که پارادوکس مطرح شده امکان پذیر می شود.مذموم بودن این رفتار از منظر اخلاقی تفاوت فاحشی دارد با امکان و مجال تغییر برای دیگران قایل شدن. همانطور که آدم ها می توانند به مرور به حضیض بروند می توانند عزیز هم شوند.اما نمی شود همزمان در دو قطب متضاد جهان بینی و اخلاقی زیست کرد.امروز "روز مباهله" است و مناسب دیدم در چنین روزی به آسیبی اجتماعی و رفتاری غیراخلاقی که متاسفانه در حال اشاعه و افزایش در جامعه است، اشاره کنم.این رفتار در همه صنوف و طبقات جامعه قابل مشاهده است:سیاست مداری که از طریق لیست اصلاح  طلبان رای میاره و زیر بیرق اصولگرایی سینه میزنه.هنرمندی که ادعای روشنفکری و حمایت از مردم می­کنه و در تولید آثار ضد مردمی مشارکت میکنه.نویسنده ای که کتاب در مورد تبعیضِ زنان می نویسه و در همون حین نوشتن کتاب با زنش همچون کلفَت رفتار میکنه و صدای : "زن پس این چایی چی شد"ش گوش همسایگان را مینوازه.از استاد دانشگاهی که در مسیر

برچسب: نویسنده: فاطمه پاکدل تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 6:33

اول سراغ کمونیست ها آمدند،سکوت کردم چون کمونیست نبودم.بعد سراغ سوسیالیست ها آمدند،سکوت کردم زیرا سوسیالیست نبودم.بعد سراغ یهودی ها آمدند،سکوت کردم چون یهودی نبودم.سراغ خودم که آمدند،دیگر کسی نبود تا به اعتراض برآید.مارتین نیمولرمسلم است که لازم نیست در مورد هر مساله ای اعلام موضع کنیم و حتی درگیر هر امری شویم؛ اما قطعا در مواقعی است که بی موضعی، انسانیت و هویت آدمی را زیر سوال  می برد.دو راهی هایی که ماندن در مقابل آنها نه تنها دردی را دوا می کند بلکه مانع پیش روی هم میشود. نمی شود نشست و تماشا کرد و همزمان به ویران کننده ( که لزوما بد نیست) و سازنده یک بنا خیره ماند.برای من عجیب است کسی داستان مردی برای تمام فصول را بشنود و بی تفاوت باشد و در نهایت جانب هیچ یک از طرفین را نگیرد.هر چند نگارنده مخالف دو قطبی سازی کلیشه ای و صورتبندی همه سوالات به صورت پاسخهایی صرفا بله و خیر است؛  اما در زندگی لحظاتی هست که باید یک طرف جوی را انتخاب کنیم، اعلام موضع کنیم و سر این اعلام موضع هزینه پرداخت کنیم. این هزینه می تواند از دست دادن نام و نان و اعتبار باشد یا از دست دادن

برچسب: نویسنده: فاطمه پاکدل تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 6:33

سال چهارم دبیرستان را بخاطر مسایلی در دبیرستان رهنما و بصورت شبانه خواندم. حُسن این اتفاق آشنایی با چند دوست عزیز و چند معلم خوب بود. یکی از این معلم ها " مجتبی عشقی" بود که جبر به ما درس میداد، دانشگاه شریف درس خوانده بود و هیبت و چهره اش طوری بود که بیرون از مدرسه باور نمی کردی دبیر دبیرستان آن هم دبیر درس ریاضی باشد. سبیل نیم دایره اش و لحن صحبتش غلط انداز بود، اما هم به  کارش تسلط داشت و هم خیلی عمیق بود.من البته صحبت های غیر درسی اش را بیشتر  دوست داشتم.القصه یکی از  حرف هایی که همیشه به ما می گفت این بود: " بچه ها توی زندگی تون اصول داشته باشید". و ادامه می داد: "اصول تون زیاد نباشه که دست و پاگیرتون بشه، دو سه تا باشه، بسه؛ اما از این اصولتون نگذرید "می گفت : "خود من سه تا اصل توی زندگیم دارم، به ناموس مردم خیانت نمی کنم، نون کسی را نمی بُرم و نون حروم نمی خورم."بقول عمران صلاحی عزیز: " حالا حکایت ماست"فارغ از اینکه توی این سالها واژه هایی چون اصول و اصولگرایی مبتذل و بی اعتبار شده (دکتر شریعتی توی مقدمه مقاله  معروف "دوست داشتن از عشق برتر است"، نوشته: خواست

برچسب: نویسنده: فاطمه پاکدل تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 6:33

زوال یک دوستی را می توانیم از آنجا بفهمیم که دیگر حرف زیادی برای گفتن نداریم. ارتباط مستقیمی بین خوبی یک فیلم و میزان نیاز به پیاده روی بعد از دیدنش وجود دارد. آدم ها هم مزه دارندآدم های خوب نبودنشان تلخبودنشان شیرینو خاطراتشان شور است وزن روح آدم ها را از وزن نگاهشون میشه فهمید غرور برای چیزهایی که برای داشتن شون تلاشی نکردیم، حماقته. جدل با بی ادب مثل فوتبال بازی کردن با حریفی است که دروازه نداره،خیلی تلاش کنی و زرنگ باشی صفر صفر مساوی میکنی.

برچسب: نویسنده: فاطمه پاکدل تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 6:33

بی رگ شده ایم و سنگدل، مگر می شود چنین درد بزرگی را دید و بی تفاوت گذشت؟ فقط مانده گورخوابی را هم به سخره بگیریم و برایش جک بسازیم. گورهایی که اگر در آن بمیرند باید از آنجا خارج شوند چرا که آنجا هم جایی برای دفن فقرا نیست. نوع و نحوه عکس العملهای ما به این گزارش ارزشمند مریم روستایی، میزان ته مانده انسانیت ما را نشان می دهد. مکان های( اعم  دولتی و خصوصی و مذهبی و ...)خالی در این شب ها اگر جایی برای پناه انسان ها نباشند، هرگز نمی توانند انسانیت را ترویج کنند. ...دستها را  باز در شبـــهای ســـردهــــــا کنید ای کودکان دوره گـردمژدگــانی ای خیابان خوابــــــــهامی رسد ته مانده ی بشقابــــهاسر به لاک خویش بردیم ای دریغنان به نرخ روز خوردیم ای دریــــغقصّـه هــای خوب رفت از یادهـــابی خبر مـــاند یم از بـــنیادهــــاصحبت از عدل و عدالت نابجاستســــود در بازار ابن الوقــت هاست گفته ام من دردهـــا را بارهـــــــاخسته ام خسته از این تکرارهـــا ای کــــه می آیدصدای گــریه اتنیمه شـــبها از پس دیوار هـــــاگــــیر خواهد کــــرد روزی روزیتدر گلـــوی مــال مـردم خوارهـــامن بــه در گف

برچسب: نویسنده: فاطمه پاکدل تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 6:33

دکتر پیران نظریه ای دارد بنام "شهرنشینی ایلیاتی" ما ایرانی ها ظواهر مدرنیته را گرفتیم و اما ذهن و رفتارمون مثل ایلیاتی هاست.ایلیاتی بودن در جای خودش هیچ اشکالی ندارد و چه بسا ارزشمند است اما اگر با همان رفتار در شهر زندگی کنیم فاجعه میشودرانندگی، معماری، آپارتمان نشینی،کاسبی، مدیریت شهری، و سیاست مان... همه و همه ایلیاتی است. -همین فاجعه دردناک پلاسکو را وقتی با این نظریه بنگریم، دلایل خود را نشان می دهند. از ساختمان و ساکنانش و ایمنی آن، نحوه امداد رسانی و تجهیزات مورد نیاز، اطلاع رسانی و پوشش خبری تا مدیریت بحران و از طرفی رفتار مردم.

برچسب: نویسنده: فاطمه پاکدل تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 6:33

انکار نقش سیاست ها و اعمال ترامپ در کسب اسکار فروشنده غیرممکنه اما اینکه علت تام و تمام این اتفاق را سیاسی بدونیم بنظرم بی انصافی است.اینکه کسانی دوست دارند فرهادی تمام موضوعات و مسایل مدنظر اون ها را مطرح کنه این هم یک سوتفاهم بزرگه.ضمنا به سواد هنری و سینمایی کسانی که در مورد این اتفاق اعلام نظر تخصصی می کنند هم توجه کنیم.

برچسب: نویسنده: فاطمه پاکدل تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 6:33

صفحه بندی